مسخ شدن ماهي جري
مسخ شدن ماهي جري
جمعى در كوفه خدمت على (ع ) رسيده گفتند: يا اميرالمؤ منين اين ماهى جرى را در بازارها مى فروشند.
گفت : پس على (ع ) تبسم كرد و فرمود: برخيزيد تا چيز عجيبى به شما بنمايم ، و درباره وصى (پيغمبر(ص )) خود چيزى جز خير و خوبى نگوييد. برخاستند و همراهش كنار فرات رفتند، و آب دهان در فرات انداخت و و كلماتى فرمود، ناگهان يك ماهى جرى با دهان باز سر از آب بيرون كرد، اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: واى بر تو و قومت تو كيستى ؟
گفت : ما اهل قريه اى نزديك دريا بوديم ، كه خدا در كتاب خود مى فرمايد: ((چون ماهيانشان روز شنبه كنار دريا مى آمدند. اعراف /64)) پس خدا ولايت و دوستى تو را بر ما عرضه كرد، و ما نپذيرفتيم ، و مسخمان كرد، و بعضى در خشكى هستيم و بعضى در دريا، اما اهل دريا پس ما جرى هاييم ، و اما اهل خشكى سوسمار و موش صحرايى است ، آن گاه اميرالمؤ منين (ع ) به ما نگاه كرد و فرمود: گفتار او را شنيدند؟ گفتيم : آرى . فرمود: به آن كسى كه محمد را به پيغمبرى برانگيخت اينها مانند زنان شما حيض مى شوند. اثبات الهداة ، ج 4، ص 572 و 573.
این وبلاگ روز سیزده رجب افتتاح گردیده به هدف نشر نمی ازدریای مناقب وفضائل امیرالمومنین علی (علیه السلام) باشد مورد رضای آن امام همام قراربگیرد